برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
واقعا فکر نمیکردم یه زمانی یه تولد غافلگیرانه داشته باشم :) علاوه بر اینکه تاریخ تولد مشخصه و غافلگیری توش معنی نداره، شستم معمولا خیلی زود خبردار میشه که بقیه در تدارک یه چیزی هستن :) ولی امسال سر
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
دیروز در حد شاید پنج دقیقه آموزش موتورسواری داشتم :) شاید صد متر هم پشت فرمون نبودم، اونم در حالی که حجت ترک نشسته بود و دائم حواسش به فرمون بود؛ ولی فهمیدم رانندگی موتور خیلی آسونه :) فقط چون زورم کمه، از هر بیست دفعه که هندل میزنم، یک بارش موتور روشن میشه :))) امیدوارم شرایطش پیش بیاد زودتر موتورم یاد بگیرم. و البته صد حیف که خیلی بعیده بتونم آپاچی، تریل یا کراس برونم، چون پام به زمین نمیرسه :)))
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
الان توی اون مرحلهای هستم که دقیقهای دو بار میگم غلط کردم خونه رو رنگ کنم، غلط کردم خونه رو رنگ کنم، غلط کردم خونه رو رنگ کنم
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری